من چه میخواهم مگر خاک سر کوی تورا جز غم آن چشم های ماجراجوی تورا
جز هوای ابری آن چشم های مه شده بی تو یه بغضم که در آغوش سینه له شده
مجنون کن این قلب شکسته را دیوانه کن این جان خسته را
تو دوری و من در هوای تو عاشقم بیا ...
عشق تو میخواهد دلی که رفت تو موجی و من ساحلی که رفت
بی تو فقط من با خودم رسیده ام به غم بیا ...
در هوای گریه هایم بغض آرام تو بود عشق اگر عشق است تنها در سرانجام تو بود
از خیالت هرکجا آرامش جان خواستم آه از من باز هم از درد درمان خواستم
مجنون کن این قلب شکسته را دیوانه کن این جان خسته را
تو دوری و من در هوای تو عاشقم بیا ...
عشق تو میخواهد دلی که رفت تو موجی و من ساحلی که رفت
بی تو فقط من با خودم رسیده ام به غم بیا ...