نیمه شب آمد و باز جز من کسی بیدار نیست
قد من از این زندگی بی تو کسی بیزار نیست
چشم ها در خواب ناز و چشم من در موج اشک
هیچکس اندازه من از درد عشق بیمار نیست
بعد تو هم درد من کسی به جز دیوار نیست
گفته بودی که خدایی هست ولی انگار نیست
یا که برگرد یا که برگردون منو به زندگی
این که میخوام باز بیای هر چی که هست اصرار نیست
این که میخوام باز بیای هر چی که هست اصرار نیست
چشم ها در خواب ناز و چشم من در موج اشک
هیچکس اندازه من از درد عشق بیمار نیست
عشق شوخی بردار نیست جز تو دیگه دلدار نیست
این نفس کشیدنم چیزی به جز آزار نیست
عشق شوخی بردار نیست ...
چشم ها در خواب ناز و چشم من در موج اشک
هیچکس اندازه من از درد عشق بیمار نیست